خطايى ، على اكبر

278

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

از شهرهايى كه در حكم ديوان پادشاه بود اوّل آن شهرست كه رسيدند و از آنجا تا خان‌بالق كه تخت گاه پادشاه بود نود و نه يام بود مجموع معمور 57 چنان كه هر يامى برابر شهرى و قصبه‌اى و ما بين شهرها چند قرغو 58 و كيدىقو 59 . قرغو عبارت است از خانه‌اى كه به مقدار بيست 60 گز بلندى ساخته‌اند و دائم ده كس درين خانه ساكن‌اند به كشك 61 و البتّه آن را چنان [ 389 ب ] ساخته‌اند كه قرغوى ديگر نمايد ، اگر ناگاه قضيّه‌اى پيدا شد مثل لشكرى بيگانه از آنجا كه سرحدست فى الحال آتش كردند و آن قرغوى ديگر چون علامت آتش ديد او نيز هم‌چنين در يك شبانه روز سه ماه راه واقف شدند كه حالى هست و در عقب آتش آن حال كه واقع شده است مكتوب كردند و در كيدى قوها به‌دست يكديگر رسانيدند . و كى دى قو عبارت از خانه‌وارى چند است كه در محلّى ساكن گردانيده‌اند و يا ساق و مهم ايشان اينست كه چون خبرى برسيد شخصى معدّ ايستاده فى الحال آن را به تعجيل به كيدى قوى ديگر رسانيد ، هم‌چنين با آن ديگرى تا آن زمان كه به پاى تخت رسانيدند و از كيدى [ قو ] تا كيدى قوى ديگر ده مرّه متعيّن است و هر شانزده مرّه يك فرسنگ شرع است . و جماعتى را كه در قرغو مىنشاندند به نوبت است ، چون ده روز مىگذرد ايشان مىروند و عوض ايشان ده كس ديگر به نوبت 62 مىآيند . امّا جماعتى كه در كيدى قوى باشند آنجا ساكن‌اند و خانه‌ها ساخته ، عمارت و زراعت دارند و كار ايشان آنست كه خبرى برسد به كيدى قوى ديگر رسانند . و از سكجو 63 تا قمجو [ 390 ا ] كه شهرى ديگر بود بزرگ نه يام بود ، و قمجو 64 از سكجو بسيارى بزرگتر و معمورتر بود ، و دانك‌داجى كه بزرگتر داجيان سرحد بود در آن شهر حاكم بود . و در هر يامى چهار صد و پنجاه اسپ و درازگوش يرغه 65 از براى ايلچيان كه پيش حضرت سلطنت شعارى و فرزندان رفته بودند مىآوردند و پنجاه شست عرابه و پسران كه موكّل اسپان بودند ايشان را بافو مىگفتند و آنها كه موكّل درازگوش